شب ِ درد است، شب ضجه و بی تابی ها
شب ِ دلخون شده از ناله ی مرغابی ها
شب ِدلشوره ، شب ِ بغض، شب ِ دل نگران
شب ِبی میلی ِ لب های موذن به اذان
معنی داغ پدر را چه کسی می فهمد
دامن و حلقه ی در را چه کسی می فهمد
کوفیان گر چه که از غصه ی او دلشادند
"دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند"
-
نخل خم شد سر ِ هر کو چه و لالایی خواند
چاه در گوش زمین قصه تنهایی خواند
نه فقط کعبه ترک خورد که مولا آمد
آن شب از فرق علی کعبه به دنیا آمد
آن شب از فرق علي كعبه پلي زد به بهشت
چه مراعات نظیری ست علی ،کعبه، بهشت
نفس سرد خدا، سر زده در صور دمید
"و زمین بار امانت نتوانست کشید"
حسين غياثي
+ نوشته شده در دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 14:49  توسط هیچکس !
|
بعد از اينهمه مدت كه آمده ام، دلم مي خواست برايتان حرف هاي خوب بزنم.
كه اتفاقي در پيام هاي سايت حاج آقا شهاب مرادي نكته هاي خوبي پيدا كردم. اين باشد اينجا با قول اينكه ديگر دير نكنم و زود بيايم.
آداب عبادت:
1. در عبادت و سیروسلوک نقش اصلی را او دارد نه ما! به قول حافظ:
به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه
کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشيدن
به قول معروف:
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد
2. فریادها ، التماس ها و دعاهای دیگران مانع و مزاحم شنیدن نجواهای عاشقانه شما از سوی خدای مهربان و بنده نواز نیست.
در تعقیبات نماز خوانده اید که: (وای این دعا چقدر زیباست!)
یا منلا یشغلُهُ سمعٌ عن سمعٍ و یا من لا یغلطه السائلون و یا من لا یبرمه الحاح الملحین اذقنی برد عفوک و حلاوة رحمتک و مغفرتک»
ای وجود بیهمتایی که هیچ شنیدنی تو را از توجه به کلام دیگری باز نمیدارد
و طلبکنندگان و خواهندگان مختلف تو را به اشتباه نمیاندازد
و اصرار جویندگان به ستوهت نمیآورد،
خُـنکای عفوت و شیرینی رحمت و بخششت را به من بچشان.
3."عبادت و مناجات" محل رقابت نیست (شاید با "شهادت و فدا شدن در راه خدا" مشتبه شده که شنیده ایم اولیا خدا در شهادت بر هم سبقت می گرفتند مثل سخنان حماسی جناب علی اکبر سلام الله علیه در شب عاشورا...)
و "سبقت در خیرات" با "رقابت با هم" فرق می کند.
- هر کسی را که به سمت خدا می رود دعایش کن و از خوب بودن آنها شاد باش (و البته می دانید که برای هدایت گمراهان و گناهکاران نیز باید دعا کنید.)
- برای موفقیت های مادی و معنوی دیگران خدا را شکر کنیم تا دچار بلای خانمان سوز عجب ، کبر ، حسد و کینه نشویم. ((پناه به خدا ببریم))
4. یک نکته از آداب مشترک "میهمانی" و "عبادت" :
از آداب غذا خوردن این است که آن را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم
و سرِ سفره به بشقاب و طعام خود نگاه کنیم و به غذا خوردن دیگر میهمانان دقت و توجه نکنیم.
(زشت است لقمه های دیگران را شمردن!)
در چنین مواقعی مثل ماه رجب ،شعبان و رمضان و یا در حج، عمره و زیارت و نماز و مناجات و... مثل همیشه ، ما همه میهمان خدا هستیم و خدای کریم و مهربان؛ میزبان.
شاید میزبان به یک نفر بیشتر و یک نفر کمتر عطا کند چنانچه در یک مهمانی یا عروسی به بچه ها غذای کمتری تعارف می کنند و به بزرگترها بیشتر
و یا مثل هواپیمای مسافربری که فقط به بچه ها هدیه داده می شود (هر چند بلیط شان ارزان تراست)
اما نکته مهم این است که بدانیم و تکرار کنیم تا قلبمان هم قبول کند که هرچه خدای مهربان می کند آن عین عدالت است -هرچند ما حکمت های آن را نفهمیم- و هر نعمتی که می دهد همه لطف و احسان اوست
هرچه آن خسرو کند شیرین بوَد.
و کلام آخر از حافظ:
به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت 14:13  توسط هیچکس !
|
امروز شهادت صدیقه طاهره است که سلام و صلوات خدا بر او
شاید در کمتر مناسبتی این قدر ذهن آدمی درگیر پرسش می شود.
او و همسرش نقطه حیرانی بشریت هستند در کنار یاد او ذهنم دچار حیرت می شود و بیشتر از هر زمانی عجز عقل آدمی خودنمایی می کند.
او کیست؟ که پیامبر خدا به احترام ورودش همیشه برمی خیزد و به استقبالش می رود؛ او را به شوق بوی بهشت می بوید.
ادامهي اين مطلب تأثيربرانگيز را در سايت حجةالاسلام شهاب مرادي بخوانيد.
التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه 28 اردیبهشت1389ساعت 11:37  توسط هیچکس !
|
زير باران
دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقي مقابلم رخ داد
وسط كوچه ناگهان ديدم
زن همسايه بر زمين افتاد
سيب ها روي خاك غلطيدند
چادرش در ميان گرد و غبار
قبلاً اين صحنه را....
نمي دانم!
در من انگار مي شود تكرار
آه سردي كشيد
حس كردم
كوچه آتش گرفت از اين آه
و سراسيمه گريه در گريه
پسر كوچكش رسيد از راه
گفت: آرام باش! چيزي نيست
به گمانم فقط كمي كمرم...
دست من را بگير
گريه نكن
مرد گريه نمي كند پسرم
چادرش را تكاند با سختي
ياعلي گفت و از زمين پا شد
پيش چشمان بي تفاوت ما
ناله هايش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش كن! اين صداي روضه كيست؟
طرف كوچه رفتيم و ديدم
در و ديوار خانه اي مشكي ست
با خود فكر مي كنم حالا
كوچه ما چقدر تاريك است
گريه، مادر، دوشنبه، در، كوچه
راستي! فاطميه نزديك است...
+ نوشته شده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت 12:49  توسط هیچکس !
|
ولادت هشتمین خورشید ولایت
امام رأفت و مهربانی ؛ حضرت آقا علیّ بن موسی الرضا
علیه آلاف التحیة و الثناء
مبارک باد.
+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 10:17  توسط هیچکس !
+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 14:12  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 13:42  توسط هیچکس !
|
شب قدر، يگانه شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت و اهميت آن نمی
رسد و عبادت در آن بهتر از عبادت در هزار ماه است؛ «خيرٌ من الف شهر» و
عظمت آن از درک بشر خارج است «و ما ادراک ما ليلة القدر».
درآن شب بسيار مهم که شب نزول قرآن کريم است، مقدرات یک سالهی تک تک بشر مقدر می گردد و...
ادامه در سايت حجت الاسلام شهاب مرادي
«التماس دعا»
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 8:52  توسط هیچکس !
|
السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو ميگرديم و تو دنبال ما
ماه پيدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو
رؤيت اين ماه يعني نامه اعمال ما
خاصه اين شبها كه ابر و باد و باران با من است
خاصه اين شبها كه تعريفي ندارد حال ما
كاش در تقدير ما باشد همه شبهاي قدر
كاش حوّل حالناييتر شود اعمال ما
ما به استقبال ماه از خويش تا بيرون زديم
ماه با پاي خودش آمد به استقبال ما
گوشه چشمي به ما بنماي اي ابروهلال
تا همه خورشيد گردد روزي امسال ما
«عليرضا قزوه»
+ نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 15:40  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 10:20  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 20:58  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 14:26  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در شنبه 20 تیر1388ساعت 16:55  توسط هیچکس !
|
میلاد آقا امیرالمومنین علیه افضل صلوات المصلین مبارك باد
درشب میلادت ای وجه خدا
نور می تابد به جان ماسـوا
ماه امشب چشم دارد بر زمین
تا ببیند روی ماهِ خورشید آفرین
مکه امشب مهبط نور خداست
کعبه امشب قبله نه، قبله نماست
کعبه امشب در طواف روی توست
چشم اشک آلود زمزم سوی توست
.
.
.
ادامه در سايت حجت الاسلام شهاب مرادي
+ نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 21:1  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 13:46  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 10:32  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 9:26  توسط هیچکس !
|
اي چشمه نور، انشعاباتت كو؟ اي خانه ات آباد، خراباتت كو؟
در شهر نشاني ز تبليغ تو نيست
اي عشق، ستاد انتخاباتت كو؟
+ نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 17:30  توسط هیچکس !
|
+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 10:8  توسط هیچکس !
|
آسمان غرق خيالست، كجايي آقا؟
پنجمين جمعه سالست، كجايي آقا؟
يكنفر عاشق اگر بود، زمين ميفهميد
عاشقي بي تو محالست، كجايي آقا؟
+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 12:9  توسط هیچکس !
|